من از لب‌های تو متولد شده‌ام

زندگی من از روزی آغاز شد

که تو را دیدم

و بازوانت

راه دهشتناک جنون را

بر من سد کرد

و تو سرزمینی را نشانم دادی

که در آن تنها بذر نیکی می‌پاشند.

تو از قلب پریشانی آمدی

تا تسکین دهی تب و دردم را

و من درختی بودم

که در جشن انگشتانت

می‌سوختم از اشتیاق

من از لب‌های تو متولد شده‌ام

و زندگی‌ام از تو آغاز می‌شود.

 

"لویی آراگون"

مترجم: سارا سمیعی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.