پنج رباعی از مجتبی رمضانی

1)

درمانده و زار می کشیدم خود را
تا روی مزار می کشیدم خود را
من مرد نبودم به خدا، بعد از تو
باید که به دار می کشیدم خود را

 

2) 

حالا که برا ی تو میسر گشته
بگذر دگر از حال من سرگشته
تو منظره قشنگ ساحل اما....
هر موج که سمتت آمده برگشته

3)
با گریه و التماس پس خواهی داد
ای بی دل ناسپاس، پس خواهی داد
سوگند به دلهای شکسته، آخر
یک روز تو هم تقاص پس خواهی داد

4)
خسته شده ام توان برایم بفرست
دلگیر نشو زمان برایم بفرست
نگذار که گوشه ی قفس خاک شوم
یک تکه از آسمان برایم بفرست

5)
چون دشت اسیر خشکسالی شده ام
چون خاطره ها دور و خیالی شده ام
چندیست که بی تو ای هوای تازه
من مستحق بی پر و بالی شده ام.


"مجتبی رمضانی"


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.